الشيخ رسول جعفريان
497
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم . نخستين رخدادى كه سيره نويسان بدان پرداختهاند ، واقعهء كشتن زنى به نام « عصما » است كه به دست يكى از مسلمانان با نام « عمير بن عدى » انجام شد . روايت واقدى چنين است كه اين زن در اشعارى ، اوسيان و خزرجيان را برضد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تحريض مىكرد . او در اشعارش به آنان مىگفت : چرا از غريبهاى ، كه نه از بنى مراد است و نه از بنى مذحج « 1 » ، پيروى كردهايد ؟ عُمير بن عدى كه عصما همسر يكى از افراد طايفهء او ، يعنى « بنى خَطْمه » بود ، تصميم گرفت تا وى را به قتل برساند . واقدى مىگويد : در آن زمان ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در بدر بود ؛ اين مطلب با شعر عصما كه خطاب به مردم مدينه مىگويد : بعد از كشته شدن سران قوم هنوز به او اميدوارند سازگار نيست « 2 » ؛ در روايت ابن اسحاق آمده است : كه رسول خدا شعر آن زن را شنيد و از مردم خواست تا كسى او را از شر زن ايمن سازد . « 3 » البته اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بدون اجازت وى به قتل كسى دست نمىزدند . بلاذرى نيز مىگويد : وقتى او تصميم به قتل گرفت ، مسلمانان در بدر بودند . او صبر كرد تا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بازگشت از وى اجازه گرفت و آن زن را به قتل رساند . « 4 » حسان بن ثابت در اشعارى چند از كار اين جوان غيور كه « پيش از سپيده ، خون گرم آن زن را ريخت » ستايش كرده و آرزو كرد كه « خداوند تو را از شربت سرد بهشت سيراب كند آنگاه كه نعمت برايت فراوان است » . « 5 » پس از آن كسانى از بنى خطمه كه از ترس بر شرك خود باقى بودند ، جرأت يافته ايمان خويش آشكار كردند . مشابه همين رخداد ، كه ابن اسحاق آن را پيش از كشتن « عصما » مىداند ، كشتن ابوعَفَك يهودى است . « 6 » وى از طايفهء بنى عمرو بن عوف « 7 » بوده و بدون آن كه اسلام آورد
--> ( 1 ) . قبيله بنى مراد و بنى مذحج از قبايل يمنى و طبعاً قحطانى هستند . انصار نيز يمنى بودند در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عدنانى بود . بدين ترتيب اين زن بر آن بود تا يمنىها را وادار كند تا از حمايت يك غريبهء عدنانى دست بردارند . از جمله كارهاى زشت او انداختن كهنههاى حيض در مسجد بنى خطمه بود ؛ نك : سبل الهدى والرشاد ، ج 6 ، ص 26 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 173 - 172 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 637 [ الا اخذ لى من ابنة مروان ؟ ] ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 373 ( 5 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 173 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 637 ؛ نك : امتاع الاسماع ، ص 102 ( 6 ) . عنوان يهودى را ابن سعد و مقريزى به دو دادند ؛ نك : طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 28 ؛ إمتاع الاسماع ، ص 103 ؛ بلاذرى مىگويد : عَفَك نيز گفته شده ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 373 ( 7 ) . گروهى از طايفهء خزرج و گروهى از اوس با اين نام شناخته مىشدند : نك : معجم قبايل العرب ، ج 2 ، ص 834